+
نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر ۱۳۹۱ساعت 22:37  توسط علی عظیمی
|
بیش از سی و دو سال پیش در چنین روزهایی ، در جائی از این آب و خاک ، شاید باتلاق های خوزستان، جوانی بسیجی، سینهخیز و اسلحه به دست، با سلاحی قدیمی و غیراتوماتیک ،
بدون پوتین و با کفشی که افراد طبقهی محروم جامعه استفاده می کنند، تک پیراهن ،
در باران و گل و آب، با نهایت کمبود و نارسایی در
تجهیزات برای دفاع از وطن اش به پیش می
رود.
با چهرهی مصمم با چینها و گرههای
در پیشانی، چشمانش با دقت تمام به دورها مینگرد. به همراه خشمی عمیق از جنگِ ناخواسته.
او و همرزمانش به پیش رفتند و جان در کف گذاشتند اما ذره ای از خاک ایران را به دشمن ندادند.
یاد آنانی که برای دفاع از ناموس وطن مردانه جنگیدند، گرامی
پاینده باد ایران
+
نوشته شده در شنبه یکم مهر ۱۳۹۱ساعت 15:30  توسط علی عظیمی
|