بکارگیری صحیح فناوری اطلاعات در زندگی و کسب و کار

بنام خدا

این آخرین قسمت از پست سه گانه"نظم مطلوب من کدام است ؟"می باشد.

در دو پست قبلی در مورد نظریه های نظم و آشوب و همچنین نقش فناوری اطلاعات صحبت کردیم. گفته شد که الگوهاي کسب وکار همانند سایر حوزه های دانش تحت تاثير دو  پارادايم علمي مهم قرار گرفته اند: پارادايم نظم نيوتني و پارادايم آشوب. در پارادایم نظم نیوتنی موئلفه های نظم، ثبات و انعطاف ناپذيري ويژگيهاي ذاتي محسوب میشوند و اگر هم تغییری باشد، باید از قبل طرح‌ريزي شده و نتايج آن قابل پيش بيني باشد. اما تحولات پی درپی درحوزه هاي کسب و کار، تجارت، صنعت و دانش و فناوري به همراه ظهور فناوری اطلاعات و ارتباطات، بتدریج منجر به ظهور پيچيدگي هاي شد که پاسخگويي به آنها، دیگر با پیروی از اصول منطبق با پارادايم نيوتني امکان پذیر نبود.

دیگر برای بسیاری از کسب و کارها دورانی که مدیران بتوانند با ایجاد سلسله مراتب فرورفته در چنبره بروکراسی و دستورالعمل های از پيش تعيين شده و کنترل هاي دقيق سازمانی به موفقیت و پیشرفت برسند، به سر آمده بود. در شرايطی که کسب و کارها دائما بين تغییرات مختلف در نوسان اند، رسیدن به موفقیت نیازمند برهم زدن قوائد بازی بود.

با الهام از ماهیت رویدادهای آشوبگرانه طبیعی بود که تفکر نظم سنتي درهم شکسته شد و الگوهاي نهفته در درون آشوب، زمینه شناخت روشهای جدید دستیابی به موفقیت را فراهم کرد. در این دیدگاه سازگاري پويا بين کسب و کار و محیط پيرامون اش امکانپذیر گردید و کسب و کار با هوشمندي از قبل برنامه ريزي نشده، توان بقا و رقابت در برابر شرايط پيش بینی نشده را پیدا کرد. (دیدن پست اول: کسب و کار خود رابه آشوب بکشید)


اما نقش فناوری اطلاعات در این میان چیست؟ به این نکته اشاره نمودم که چنانچه تفکر مدیریتی در چارچوب پارادیم نظم نیوتنی محصور باشد، قدرت فناوری اطلاعات میتواند منجر به کنترل افراطی فعالیتها و سیستماتیک کردن بیش از حد امور - بانام اجرای نظم - گردد. به لطف قدرت فناوری اطلاعات هیچ فرایند و حرکتی از نظر دور نمی ماند و باید برای هر اقدام و حرکتی از قبل اجازه گرفت. وضعیتی که اصطلاحا از آن به حکومت حسابدارها یاد شد. این وضعیت در بسیاری از موارد منجر به از بین رفتن خلاقیت ها و نوآوری میشود که میتواند به معنای مرگ کسب وکار باشد.(دیدن پست دوم: حکومت حسابدارها)

اما خوشبختانه این تاثیر منفی، تنها یک وجه از تاثیرگذاری فناوری اطلاعات است. زیرا همزمان میتوان از قدرت فناوری اطلاعات برای رسیدن به تعادل پویا در محیط متغیر  کسب و کار و بسترسازی لازم برای بهره مندی از مزایای آشوب سیستمی نیز استفاده نمود. فناوری اطلاعات ابزاری است موثر و نحوه بکار گیری این ابزار موثر به تفکر و خواست مدیران کسب و کار بستگی دارد.

شرکت هوندا کمتر از 50 سال است که وارد عرصه خودروسازی شده است. زمانی که مدیریت شرکت پذیرفت تا بجای شرکتی دنباله رو و دست دوم به شرکتی پیشرو  و درجه اول تبدیل شود، شیوه عدم ثبات در وضع موجود و ایجاد تغییرات مستمر را انتخاب نمود. اما امکان تغییرات پی درپی و بهرمندی از آن فراهم نشد، مگر با کمک فناوری اطلاعات. در این شرکت، کنترل فعالیتها نيازمند قدرت اداره پيچيدگی ها وبهره گیری از شرايط تغییر است. این امر نیازمند ارتباط مستقیم با تحولات و تغييرات بيروني و افزايش تعاملات دروني است. بنظر شما چه چیز جز قدرت فناوری اطلاعات چنین امکانی را می توانست برای مدیران شرکت هوندا فراهم آورد؟ اکنون شرکت هوندا در بسیاری از شاخص های کسب و کار جزو برترین ها است. یا در شرکت گوگل که کارشناسان اجازه دارند تا یک روز درهفته را برروی پروژه مورد علاقه خود کار کنند. تغییر فراگیر به موازات رشد دانش و اطلاعات نیازمند خلاقیت و نوآوری مستمر کارکنان است و این امر جز با کمک فناوری اطلاعات میسر نگردید. و موارد دیگر

 

هرچند من شخصا به راه حل های (Solution) مشخص و محدود در بکارگیری فناوری اطلاعات برای بهره مندی بیشتر از مزایای سیستمهای آشوبناک اعتقاد ندارم اما برای شناخت بهتر از راه حل های ممکن، دسته بندی مشخصتری را بصورت زیر ارائه می نمایم. در واقع اینها ویژگی و مشخصه های سیستم های آشوبناک هستند که فناوری اطلاعات با قدرت خود  تاثیر آنها را چند برابر می کند:

1- هوشمندي کسب و کار : هوشمندي کسب وکار با اشتراک اطلاعات، توزیع دانش و امکان برقراري ارتباطات باز و دینامیک فراهم میشود. بطوریکه اطلاعات دریافتی از محیط با شرایط موجود مطابقت داده شده، خطاها بسرعت اصلاح شوند و بطور مداوم برتغييرات محيط نظارت وجود داشته باشد تا واکنشهاي مناسب هوشمندانه ارائه شود. در واکنشهای هوشمندانه خوديادگيري اهمیت بسزائی دارد که از جمله ويژگي سيستم هاي آشوبناک است.

2- سیستم های باز : در تغييرات سريع و پيچيدگيها، کسب وکارها به کارکنان توانمند و هوشمند نياز دارند. هوشمندسازي كاركنان و توسعه ظرفيتهاي آنها برای امکان مقابله با رویدادهای غیرقابل پیش بینی با ايجاد سيستم هایي که مرزهاي خود را به روي تغييرات سريع و تحولات باز مي کنند، میسر میگردد. در سيستم هاي بسته، افراد فرصت يادگيري براي اداره پيچيدگی های ناشی از آشوب را نخواهند داشت. بعبارت دیگر، يک سيستم باز، نسبت به سيستم‌هاي ساده و بسته از اثربخشی و تاثير‌گذاری بیشتری برخوردار است.

3- وي‍ژگي هم افزايي اجزا : توده پرندگان يا ماهیها را در نظر بگیرید که آزادانه و بدون قید و بند و بدون برخورد در جوار يکديگر بسوی هدف مشترکی حرکت مي کنند. يک توده ديناميک آشوبناک که هرچند جزئيات حرکات آنها غيرقابل پيش بيني است، ولي در کلّيت از يک نظم جامع برخوردار هستند. در یک سیستم آشوبناک، بدلیل وي‍ژگي هم افزائی اجزا  کل بزرگتر از جمع اجزا بشمار می آیند.

4- اثرپروانه اي : در پارادایم آشوب يک تغييرکوچک توسط یک عنصر بی اهمیت مانند پرزدن يک پروانه و یا حرکت خاشاک، ميتواند منجر به تغييراتی شگرف شود. هر تغيير کوچک در سيستم غيرخطي مي تواند تغيير کوچک ديگري را ايجاد کند و تغيير بعدي، تغيير ديگري را تا اينکه درنهايت يک تغيير اساسی رخ دهد. براين اساس در سيستم ها نقاطي وجود دارند كه خاصيت اهرمي دارند و تغيير اندك و دستكاري آنها موجب تغييرات عظيم مي شود.این تاثیر حتی در سیستم های اجتماعی و اقتصادی نیز مورد توجه می باشد.

5- فرآیند محوری : در شرایط ناپایداری و آشوبناک، فرآیند محوری مورد توجه قراردارد. در فرايند محوری كاركنان داراي اطلاعات و اختيـــار تصميــم گيري گسترده ای هستند. آنها در قالب تیم و یا بصورت انفرادی با شناخت، تجربه، دانش، خلاقيت و نوآوري مستمر باعث مي شوند تا کسب و کار با شناسايي نقاط اهرمی و استفاده از ساير ويژگيهاي آشوب، با تغييرات اندك و حركتهای حساب شده مناسب تحول لازم را در كاركردها و نتايج کسب و کار فراهم آورند.

6- استفاده عمدی از ناهمگوني ها : کلیه ناهمگونی ها به رسميت شناخته میشوند و با ايجاد فضاي مناسب جهت عرضه ايده هاي مختلف، امکان ايجاد خلاقيت های ناگهاني به عمد و بطور آگاهانه دامن زده میشود. در شرکت هوندا که به آن اشاره شد، مديران آشفتگي و ناپايداري عمدی خودساخته ایجاد مي كنند. زیرا در آشفتگي، خلاقيت بصورت نیروهای بالقوه و مستمر ايجاد مي گردد و سیستم در این حالت محیط و آینده خود را می سازد.

7- ایجاد افق دید وسیع: تنها با نگاه به چشم اندازهای نو است که نگرش های قديمي و ناموفق تغيير شكل می دهند و توانايي خود را در مواجهه با آينده بهبود و توانمند می دهند. با شكسته شدن مدل هاي مسلط حاكم بر كسب و كار، مديران قادر میگردند كه شرايط موفقيت را در آینده غیر قابل پیش بینی فراهم آورند.  بدیهی است دستیابی به این چشم انداز نیازمند تعاملات گسترده با محیط اطراف و مرور اطلاعات فراوان میباشد

8- تجارب موفق (Best Practices) : در پارادایم آشوب تجربه کردن و آموختن ازجایگاه مهمی برخوردار است. يادگيري، تجربه وکسب اطلاعات براي کسب و کار همانند ایجاد پايگاه اطلاعاتي مفیدی است که مهارت برخورد با پیچیدگی های محیط را افزایش می دهد. در الگوهای آشوبناک، تهیه يک نقشه ازپيش تعيين شده و يک طرح پیش بینی شده به هيچ وجه امکان پذيرنيست. تنها تجربه و آزمايش و اطلاعات ناشی از آن است که شناخت را بوجود می آورد.

و....


این هشت موضوع تنها بخشی از ویژگی ها و مزایای وسیع بکارگیری مفاهیم نظریه آشوب در سیستمهای مدیریت کسب و کار بشمار میروند و در این میان، آن دسته از مدیران و صاحبان کسب و کار که از دیدگاه مناسبی در بکارگیری فناوری اطلاعات برخوردار باشند، قطعا در بهرمندی از مزایای سیستمهای آشوب بهره بیشتری خواهند برد. فناوری اطلاعات در اینجا نیز ماهیت پیچیده خود را نشان داده و ایفاگر نقشی چندگانه می باشد. برخلاف توصیف پیشین که درآن قدرت فناوری اطلاعات موجب بسته شدن مسیر پیشرفت کسب و کار و محدودیت آن در چارچوب اصول نظم نیوتنی میگردید، برعکس در اینجا موجب اداره هرچه بهتر شرايط متغیر محیط کسب و کار و بهرمندی از مزایای آن میگردد.

من در کسب و کارهای موفق قدرت اصلی فناوری اطلاعات را از آن مدیران مقید به محدودیت و ثبات نمی بینم. بلکه این قدرت را در اختیار  تخریب چی های خلاقی می بینم که با ایجاد آشوب های هدفمند، انحصارها و سکون ها را درهم مي شكنند و موجب ظهور نظم نوين و خلاقيت مستمر در کسب و کار میشوند. تخریب قیدوبندهای ناشی از تفکری که به نام نظم، خود را در فقس محدودیت های از قبل تعیین شده محبوس کرده و توان پذیرش تغییرات و حرکت رو به جلو را ندارد.

نظم مطلوب من آنجا قرار دارد که موجب مرگ خلاقیت و نوآوری نمی شود. آنجا که توانائی های لازم برای امکان مواجه با تغییرات غیر قابل پیش بینی محیط را فراهم می آورد. نظم برگرفته از مام طبیعت: نظم بی نظمی ها. آن نظمی مطلوب من است که آن را "نظم آشفته"می نامم.

من فکر میکنم نه تنها در کسب و کار، بلکه حتی در زندگی شخصی نیز افراد موفق خود را درچارچوب محدودیت های نظم سنتی محبوس نکرده و بطور مداوم به تخریب محدودیتهای خود مشغول هستند!  اینکه چه باید کرد تا دیدگاه آشوب در  وجود ما نهادینه شود خود بحث دیگری است. البته من شخصا ایده هایی دارم. ولی بهتر است هرکس خود جداگانه و به روش خود به آشوب شخصی در درون برسد. شما هم موافقید؟

مست بگذشتي و از خلوتيان ملکوت،

بتماشاي تو آشوب قيامت برخاست

(حافظ(

 

 علی عظیمی- 16تیر 1388


برگشت به صفحه اصلی

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر ۱۳۸۸ساعت 18:1  توسط علی عظیمی  |