بنام خدا
اگر مطلب مربوط به دستمزد شغلهای مرتبط با فناوری اطلاعات را دیده باشید (پست قبلی را ببینید) ، ممکن است برای شما این سئوال مطرح شده باشد که: تولید یا خدمات؟ کدامیک در عرصه فناوری اطلاعات منجر به درآمدسازی بیشتر میشوند؟
قبل از پاسخ به این سئوال اجازه دهید برخی واقعیات را با هم مرور کنیم.
اخیرا در جائی خواندم که برای اولین بار در تاریخ بشر، تعداد کارکنان بخش خدمات از تعداد کشاورزان بیشتر شده است. همچنین طی سالهای اخیر بیشترین رشد دستمزدها در بخش خدمات بوده است و بیشتر شرکتهای برتر ایالات متحده امریکا درآمد کلی خود را از محل ارائه خدمات کسب کرده اند. از سوی دیگر در حالیکه در بحران اقتصادی اخیر شاهد هستیم که اغلب صنایع تولیدی در حال اخراج نیروهای خود هستند، تلاطم کمتری در صنایع خدمات محور مشاهده می کنیم. (منبع:Business Week)
رشد و توسعه شرکتهای خدمات محور طی سالیان اخیر که جای خود دارد. باید
توجه داشت که اینها پایان کار نیستند و هر روز که میگذرد، بدلیل رشد انتظارات
مشتریان، مدلهای جدید خدمات عرضه میشوند.
هرچند برای من که 15 سال – یعنی نیمی از دوران مفید کاری ام- را در صنعت و تولید سپری کرده ام بسیار سخت است، اما وقتی این شواهد و موارد دیگر را در کنار هم قرار میدهم، علیرغم احترام همیشگی که برای تولید قائل هستم، بناچار باید اعتراف کنم که آینده در پیش رو از نظر توسعه و درآمد سازی به خدمات تعلق خواهد داشت.
بطور مشخص این به معنای آن است که اگر بدنبال فرصتهای جدید کسب وکار و درآمدزائی هستید، احتمالا شانس شما در همراهی با قافله خدمات نسبت به قافله تولید بیشتر خواهد بود.
من نمیدانم شما چه ایده و نظری برای درآمدزائی دارید اما بر اساس مسیری که تاکنون با هم آمده ایم توصیه من آن است که اگر در حوزه خدمات فناوری اطلاعات قصد فعالیت دارید، خود را از خدمات مرتبط با داده و اطلاعات جدا نکنید.این خدمات میتوانند در هرکدام از موضوع های مرتبط با جمع آوری، پالایش، ذخیره سازی، امنیت، ساماندهی و الگوبرداری داده ها باشند.
پس از مشخص شدن ایده از آنجائیکه همه میدانیم که موفقیت یک شبه حاصل نمیشود، پس بهتر است بلافاصله کار را شروع کرد. اما برای اجرای موفق ایده صرفنظر از نوع آن، باید به چه نکاتی توجه نمود؟
اول اینکه تا حد امکان خود را به "ابزار لازم" مجهز کنیم. این ابزار میتواند از دانش تهیه "طرح کسب وکار" Business plan)) گرفته تا دانش "پیاده سازی ساختارهای مبتنی بر استاندارد ITIL " و یا مهارت "کار با نرم افزار و برنامه نویسی" تخصصی متغیر باشد. روشهای مختلفی برای کسب این ابزار دسترس است. مانند کلاس های آموزشی و یا استفاده از مشاور و...
دوم، همواره بدنبال "نوآوری" باشیم. درست است که وقتی صحبت از نوآوری میشود، ذهن بیشتر به سمت "کالا" و "محصولات فیزیکی" متمایل میشود، اما باور کنیم که رقابت اصلی در آینده در "خدمات" نو خواهد بود. بیاد آورید که سرویس google earth چگونه ذهن افراد را متحول کرد و یا خدمات اپراتور دوم تلفن همراه چگونه ناکارآمدی خدمات مشابه اپراتور اول را مشخص کرد؟ باید بدنبال ایجاد تاثیرگذاری های مشابه در ذهن افراد باشیم والا تکرار الگوهای مشابه دیگران، شانس موفقیت چندانی ندارد.(بدلیل اهمیت نوآوری در خدمات، آن را جداگانه دنبال خواهیم کرد)
سوم، بعضی هااعتقاددارند که "اگر شریک خوب بود خدا برای خود بر میداشت". اما من اعتقاد دارم "یکدست صدا ندارد". خیلی بعید است که امروزه بتوان حتی ایده های خارق العاده و عالی را به تنهائی به نتیجه رساند. اگر نگاهی به کسب وکارهای موفق اطراف خود بیندازید این موضوع را براحتی متوجه خواهید شد. البته قبول دارم که پیدا کردن شریک و همکار خوب واقعا سخت است ولی خب، این هم یکی دیگر از مشکلاتی است که باید از پیش روی برداشته شود. شاید ایده ایجاد شرکت تعاونی مناسب باشد ولی قبل از آن بهتر است مهارت تحمل نظرات مخالف و همکاری جمعی را در خود ایجاد کنیم.
چهارم، اگر کتاب تجارت الکترونیک، موج دوم را خوانده باشید، در آن تاکید زیادی به مدل های درآمدسازی شده است. اما من فکر میکنم برای یک کسب و کار موفق ایجاد "ارزش برای مشتریان" باید فلسفه کار باشد و مدل درآمدسازی "ابزار کار" . من فکر میکنم قبل از مدل درآمدسازی باید به این فکر کرد که میخواهیم با خدمات خود چه ارزشی برای مشتریان ایجاد کنیم. من نمونه های زیادی از مدل های درآمدسازی جالب را دیده ام که ظاهرا باید موفق از آب در می آمدند اما به همین دلیل که در ایجاد ارزش برای مشتریان ناموفق بودند نتوانستند در نهایت منجر به یک کسب و کار مطمئن شوند.
پنجم، اگر واقعا به یک کسب وکار موفق مبتنی بر خدمات فکر میکنید من نمی توانم از توصیه ایجاد "شبکه ارتباطات" قوی صرفنظر کنم. البته منظور من فناوری ارتباطات نیست. بلکه هنر ارتباط با افراد و جوامع مختلف انسانی است. بیاد داشته باشید که این کسب و کار و خدمات شما نیست که موجب اهمیت ارتباطات میشود، بلکه قدرت ارتباطات است که موجب امکان حیات کسب و کار شما میگردد. بنابراین از اهمیت و تاثیرگذاری این عامل در کسب وکار خود غافل نشوید.
..........
اگر موافق باشید، نکات بعدی را شما مطابق نظر خودتان طرح و توصیه کنید.
اما بنظر شما فناوری اطلاعات در اجرا و کاربرد هریک از این اصول چگونه به ما کمک می نماید؟ در این مورد بیشتر صحبت خواهیم کرد.
علی عظیمی-6 اسفندماه 1387