بکارگیری صحیح فناوری اطلاعات در زندگی و کسب و کار

بنام خدا


مدیران کسب وکار همواره ناگزیر به پیش بینی تحولات محیط می باشند. از آنجائیکه محور مباحث ما فناوری اطلاعات می باشد، در ادامه پست قبل به بررسی مسائل مربوط به این حوزه در رابطه با رویدادهای اخیر اجتماعی کشور می پردازیم تا از امکان مدیریت بهتر آینده کسب و کار و کنترل بر آن برخوردار شویم.

یکی از پیامدهای تحولات اخیر که در حوزه فناوری اطلاعات کشور پدیدار گردید، گسترش سیاست فيلترينگ با هدف کنترل بیشتر رفتار کاربران در فضای سایبر می باشد. در حالیکه اینترنت ایران از نظر ساختار و پهنای باند از ضعف مفرط رنج می برد، در روزهای اخیر اتهام های جدیدی هم بعنوان سلاح مخفی انقلاب مخملی به آن اضافه شده است.

همه کارشناسان در این مورد متفق القول هستند که اعمال محدودیت های مربوط به فیلترینگ از سوئی موجب كندي ترافیک عمومی اينترنت می گردد و از سوی دیگر می تواند موجب محدودیت دسترسی به وب سايت‌هاي مفید شود.  سن هاورز (2009) عقیده دارد که روش های معمول * مورد استفاده در فيلترينگ عمومی اینترنت، بسادگی امکان جداسازی هوشمندانه وب سایت های مخرب را فراهم نمی آورند.

البته محدودسازی در مواردی مانند محدودیت دسترسی کودکان به وب سایتهای مستجهن امری ضروری است که برای حفظ سلامت روانی جامعه توصیه میشود. هیچ کس محالف اینترنت پاک نیست.  ولی در کنار آن، تاثیر منفی سیاست فیلترینگ بی ضابطه در ایجاد محدودیت برای کاربردهای مفید اینترنت نیز باید مورد توجه قرار گیرد. سیاستی که می تواند ما را از همین رتبه های آخر شاخص های جهانی هم عقب تر برده و بطورکلی از جداول رده بندی خارج کند!

فیلترینگ بی ضابطه می تواند بر سهولت استفاده از اینترنت تاثیر منفی برجای گذارد و موجب تضعيف كاربردهاي مفید آن از قبیل تجارت الكترونيك، دولت الکترونیک، بانکداری الکترونیک و... گردیده،  مسیر پیشرفت کشور را در این زمینه با مانع روبرو سازد

اکنون بنظر می رسد کشور ما در سر یک دوراهی سرنوشت ساز قرار گرفته است: محدودیت یا گشایش بیشتر اینترنت؟!

اتخاذ سیاست تشدید محدودیت اینترنت موجب می‌شود تا توسعه اقتصادی کشور در بلندمدت با مشکلات جدی مواجه شود. نمونه آن کره شمالی است که با عقب ماندگی مفرط مواجه است. اما روش دیگر شیوه ای است که کشورهایی مانند مالزی و یا چین در پیش گرفته اند: "توسعه روز از افزون بکارگیری فناوری اطلاعات و بهرمندی از مزایای آن همزمان با کنترل هوشمندانه در راستای ایجاد یک اقتصاد شکوفا".

بنظر نمی رسد فیلترینگ بی ضابطه اینترنت، برای پالایش آن نتیجه بخش باشد. زیرا بر اساس تجارب قبلی مشخص شده است که بتدریج با رشد فناوری بی اثر و یا کم اثر خواهد شد. در عوض، روش بهتر آن است که تقاضا برای اطلاعات ناپسند کاهش داده شود.

با آموزش و فرهنگ سازی در زمینه اخلاق، اعتقادات، حريم‌هاي شخصي و احترام به حقوق ديگران می‌توان بطور موثرتری در این زمینه عمل کرد.عدم سیاست گذاری و سرمایه گذاری در جهت دهی کاربران به سمت استفاده از اطلاعات مثبت میتواند منجر به گرایش به اطلاعات منفی منجر شود. شاید روش فیلترینگ اختیاری که کاربرخود مجاز به انتخاب حد دسترسی باشد، روش بهتری نسبت به روش محدودسازی فراگیر باشد.

به هر حال صرفنظر از انگیزه تحلیل هایی که این روزها ارائه میشود، مهم است که این واقعیت پذیرفته شود که اکنون توسعه دنیای سايبر در زندگی شخصی و اجتماعی اجتناب‌ ناپذير شده است و نمی‌توان در برابر آن عقب‌نشینی کرد و یا بی تفاوت بود.

بنظر من بروز هرگونه سوتفاهم در شناخت کاربری اینترنت، چه از سوی مردم عادی و چه از سوی برخی تحلیل گران و دولتمردان، درنهایت بطور ناخواسته توسعه کاربرد اینترنت و بهره مندی بیشتر از مزایای فناوری اطلاعات را در کمای ناخواسته ای فرو می برد و در دراز مدت منجر به وارد آمدن خسارات به کشور میگردد.

بجای صدور حکم محدودیت و هراس بهتر است با استفاده از روش های هوشمندانه، کاربرد اینترنت با حداقل آسیب ممکن مورد توجه و گسترش قرارگیرد. امری که حداکثر منافع و حداقل خسارت را برای کشور در پی خواهد داشت.

نظر شما چیست؟

 

علی عظیمی – 14 شهریور 1388

* پانوشت:

مورگان سن هاوزر از جمله هکرهای کلاه سفید ایالات متحده امریکا است که پنج  روش فيلترينگ عمومی را این گونه معرفی می کند :

1-بلوک کردن آدرس های اينترنتی. این روش عمومی ترین روشی است که ترافيک اينترنتی را بطور فله ای برای همه مسدود میکند. هرچند بکار بردن فیلترشکن (پراکسی) می تواند ارتباط را مجددا برقرار سازد، اما از آنجائيکه پراکسی ها خود دارای آدرس اينترنتی مشخصی هستند به محض معرفی خود قربانی فیلترینگ می شوند. در این روش هرچند ترافیک عمومی اینترنت دچار مخاطره نمی شود ولی ممکن است بسیاری از وب سایتهای مفید نیز ناخوداگاه فیلتر شده و از دسترس کاربران خارج شوند.

2- دسته بندی ترافيک (QoS). در این روش از عبور هر نوع فايل از پروتکل های مشخصی همچون FTP  جلوگيری می شود. بستن و يا کم کردن پهنای باند FTP میتواند جلوی نقل و انتقال را بگيرد. اين روش شکل دادن به ترافيک معمول ترين روش فیلترینگ است زيرا اعمال آن نسبتا آسان است. در این روش ترافیک تبادل داده ها دچار اخلال می شود.

 3-بازرسی سطحی بسته های داده.  داده ها که بصورت صفر (0) و يک (1) ذخيره شده اند، بهنگام انتقال از کامپيوتری به کامپيوتر ديگر، در درون بسته های اطلاعاتی قرار داده می شوند. این بسته های اطلاعاتی دارای شناسه هایی هستند. بازرسی سطحی شناسه های این بسته ها ی اطلاعاتی (SPI)  یک روش فیلترینگ موثر است. 

در بازرسی سطحی تنها پوشش بسته های اطلاعاتی بررسی می شوند و براساس نتایج بدست آمده، در مورد ترافيک تصميم های کلی گرفته می شود. به همين دليل سريعتر عمل می کند. در این روش نیز ترافیک اینترنت و سرعت و سهولت تبادل اطلاعات مورد اخلال قرار میگیرد.

4- انگشت نگاری بسته های اطلاعاتی. در اين شيوه نه تنها پوشش هر بسته اطلاعاتی بررسی می گردد، بلکه طول بسته، فرکانس ارسال و ساير ویژگیهای آنها سنجیده میشود تا بتوان در مورد محتوا تصميم لازم اخذ نمود. اين مساله موجب می شود تا صرفا ترافيک مورد نظر مسدود شود در حالیکه سایر ترافيک های مجاز امکان می یابند تا بطور عادی جريان يابند.

5- بازرسی عمقی بسته های اطلاعاتی (DPI) . این روش پرهزينه ترين و کارآمدترين روشی است که برای مسدود کردن ترافيک اينترنتی بکار میرود. در اين روش تنها پوشش بسته های اطلاعاتی مورد بازبينی قرار نمی گيرد بلکه محتوای بسته های اطلاعاتی بعلاوه محتوای خروجی  Payload و پوشش  Header آنها شناسايی می شود. ديدن محتوای يک بسته اطلاعاتی و اطلاعاتی که از انگشت نگاری بسته های اطلاعاتی بدست می آيد تصوير کم و بيش درستی از نوع ترافيک مورد نظر بدست میدهد. البته بازرسی عمقی بدلیل دقيق و فراگير بودن بسيار کند عمل می کند و بنابراين موجب اخلال جدی در ترافيک اینترنت میشود.

و......


برگشت به صفحه اصلی

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور ۱۳۸۸ساعت 22:37  توسط علی عظیمی  |