بنام خدا
در پست قبلی به نقش دوگانه فناوری اطلاعات و تاثیری که این فناوری در بهبود انجام فعالیتها و در عین حال اتلاف وقت بیشتر ما داشته است اشاره نمودم.
در همین رابطه وقتی به گذشته مراجعه می کنم و خاطرات پدر بزرگ هایمان را در مورد مشکلاتی که با ورود رادیو و تلویزیون در زمانه آنها ایجاد شده و حتی منجر به چالشهای جدی اجتماعی و مذهبی گردیده بود را مرور میکنیم، مشخص میشود که سرنخ این قضیه در دوران فعلی نمی باشد و یا حتی وقتی کتب تاریخی را در مورد مخالفت مقامات کلیسا در برابر دستگاه چاپ کتاب را می خوانیم بیشتر به قدمت این نگرانی بشر از قدرت انتشار اطلاعات پی میبریم.
با پذیرش وجود این تاثیر دوگانه و توجه به قدمت آن ، توجه اصلی ما بمنظور تامین آینده بر چگونگی مدیریت این فناوری متمرکز می شود. مدیریت صحیح و اصولی ، بگونه ای که تا حد امکان از جوانب منفی آن – مانند انحراف اطلاعاتی، اتلاف زمانهای مفید (ولگردی الکترونیکی) و یا خدشه دار شدن روابط اجتماعی-دوری جسته و به سمت جنبه های مثبت و بهبود هرچه بیشتر فعالیتها حرکت نمائیم. در غیر اینصورت این فناوری از چنان قدرت سهمگینی برخوردار است که به صرف برخورد خوشبینانه و اینکه منابع خود را بدون توجه در اختیار آن قراردهیم ، تمام آنها را اعم از زمان،سرمایه، نیروی انسانی و حتی روابط اجتماعی و قوائد اخلاقی را خواهد بلعید و بجای بهبود، آینده را تباه خواهد نمود.
البته هدف من از این بحث کشاندن موضوع به مباحث فلسفی و اجتماعی نیست چرا که اصولا فاقد مهارت و مطالعه در این زمینه ها هستم. بلکه بقول یکی از دوستان در پست قبلی، در این میان و در غیاب بسیاری خلا های ناشی از عدم توجه اصولی حکومت هابه فناوری اطلاعات ، حداقل وظیفه ما بعنوان دانش آموختگان در این رابطه آشنا ساختن دیگران به بکارگیری صحیح این فناوری در جهت تقویت پایه های زندگی و پیشرفت جامعه است.
در همین راستا و با توجه به گستردگی دامنه بحث، در ادامه ضمن محدود کردن موضوع صرفا به تجزیه و تحلیل و بیان مطالب مربوط به بکارگیری فناوری اطلاعات در عرصه کسب و کارهای کوچک ، خواهم پرداخت و در پست های بعدی، جوانب مختلف این موضوع را مورد توجه قرار خواهم داد.
علی عظیمی- اول آذر1387