بنام خدا
این پست مربوط به مشاوران فناوری اطلاعات است. مانند خیلی از موارد دیگر، تعبیر از مشاور و مشاوره در ایران از تفاوتهائی برخوردار است. زیرا همانطور که می دانید، مدیران در ایران- بر اساس اصل بقای مدیریت- از بین نمی روند و تنها از جایگاهی به جایگاه دیگر منتقل می شوند. از اینرو در فاصله زمانی جابجائی، این مدیران عزیز به مقام مشاوره مفتخر می شوند. این نوع مشاوره افتخاری مد نظر نیست بلکه منظور آن حرفه تعریف شده و تخصصی است که به مدیران سازمانها یاری می رساند و منجر به تاثيرات مشهود و واقعی در بهبود عملكرد کسب وکار آنها ميشود.
رشد روز از افزون دانش و مهارتهای مرتبط در حوزه فناوری اطلاعات از یکسو ، و عدم امکان تجمیع همه مهارتها در یک سازمان و یا تیم کاری از سوی دیگر، نیاز به دریافت این گونه خدمات تخصصی را افزایش داده و آن را از جمله ضروریات ساخته است.
با این وجود، این نیاز ضروری آنچنان که شایسته و در خور آن می باشد مورد توجه قرار نگرفته و متاسفانه بازار کار مناسبی در کشور برای مشاوران فناوری اطلاعات وجود ندارد.
بطور نمونه، بررسی دلایل شکست اغلب پروژه های فناوری اطلاعات درکشور نشان می دهد سازمان ها قبل از اجرای پروژه هایIT ، بدون بهره گیری از مطالعات تخصصی و امکان سنجی ، به یکباره وارد پیاده سازی می شوند.آسیب شناسی دلایل ناکارآمدی این حرفه در کشور، ما را به نتایج زیر می رساند: *
- عدم آمادگي فرهنگي: کمتر مدير و کارشناس محترمی را در سازمان های ایرانی می توان یافت که متخصص همه امور نباشد. در این چنین شرایطی، مراجعه به مشاور می تواند بنوعی اذعان به عدم کفایت شغلی محسوب شود. حتی اگر این موضوع به هزینه های دوباره کاری و از بین رفتن منابع منجر شود!
در همین راستا است که کارکنان و مدیران میانی همه با هم متحد و یکدل ، حداقل همکاری لازم را با مشاور بعمل می آورند تا هرچه سریعتر او را خوار و ذلیل به بیرون از سازمان راهنمایی کنند. بخصوص اگر عملکرد مشاور در راستای تغییر در سازمان تلقی شود.
- روابط بجای ضوابط : این عامل نیاز به توضیح چندانی ندارد و مشخص است که وقتی قرار باشد هزینه ای در خصوص مشاور و مشاوره هزینه شود چه کسی بهتر از دوستان و آشنایان من؟ غریبه ها که اطلاعات چندانی ندارند و اصلا بهتر است پایشان هم به این کار باز نشود!
- عدم پیش بینی هزينه : حتی اگر واقعا قصد استفاده از مشاوران وجود داشته باشد و به آنها مراجعه شود، یک معضل اصلی عدم پیش بینی منابع لازم است. متاسفانه در بسیاری از سازمان ها - برای استفاده از مشاوران- بطور مشخص بودجه ای از قبل پیش بینی نمی شود و تصفیه حساب با مشکل مواجه می گردد که البته بدیهی است، تاوان این مشکل را مشاوران محترم می دهند و در مقابل این وعده را دریافت می کنند: (انشاا.. در مورد بعدی جبران می کنیم...! )
- عدم وجود قوانین حمایتی: در نبود این گونه قوانین، وقتی در روابط مشاوران و کارفرمایان اختلاف پدیدار می شود- بخصوص اگر زمینه فرهنگی مغشوش باشد- مشکلات پیچیده تر می شوند: گروکشی و ندادن اطلاعات، جلوگیری از تصفیه حساب، بدگوئی ، ارائه اطلاعات ناقص ، شکایت و.....
اما در مقابل، این موارد نیز منجر به بی اعتمادی کارفرمایان از عملکرد مشاوران می شود:
- توقع مشاوره برای اجرا: تنها در صورت تمايل كارفرما، مشاور در پيادهسازي می تواند مشارکت داشته باشد و قرار نیست همیشه مشاور در اجرا و پیاده سازی های توصیه ها و دستورالعمل هایی که تهیه کرده مشارکت کند. منوط کردن ارائه تمام یا بخشی از نتایج به شرط همراهی در فازهای بعدی ، موجب نارضایتی کارفرما می شود.
- وقتی موجودی جیب مشاور بر منافع کارفرما ارجحيت پیدا می کند: اغراق و بزرگنمائی بیش از حد مشاور برای کسب درامد بیشتر یا طولانی تر شدن کار موجب می شود تا مشاور حقيقت را به مشتري نگوید.
- مشاور همه کاره: مشابه کارشناسان و مدیران محترم، برخی مشاوران محترم نیز همه کاره بوده و هیچ کاری را رد نمی کنند. در حالیکه مشاور باید مسئولیت کارهایی را بپذيرد كه در انجام آنها تخصص لازم را دارد.
- من خیلی مهم هستم، چون این اطلاعات را دارم: مشاوران برای ارائه بهترین توصیه ها نیازمند واکاوی در لایه های داخلی کسب و کار می باشند که می تواند اطلاعات آن برای آن سازمان محرمانه محسوب شود. متاسفانه برخی از مشاوران محترم برای پرستیژ شغلی و مهم نشان دادن خود هیچ ابائی از افشا این اطلاعات برای سازمانها و کارفرمایان دیگر ندارند، و از جمع خانوادگی گرفته تا جلسه کاری همه را بازگو می کنند.
و....
بمنظور رفع این موارد و بکارگیری هرچه بیشتر مشاوران فناوری اطلاعات و امکانبهره مندی سازمان ها و کسب و کارها از تخصص و مهارت ایشان، راهکارهای بلند مدت و میان مدتی را می توان در نظر گرفت که برخی از آنها عبارتند از :
1- سیاست گذاری مراجع قانونی و تصویب قوانین الزام آور برای بکارگیری مشاوران. در سال 1387 بخشنامه ای از سوی معاونت برنامه ریزی و راهبردی ریاست جمهوری خطاب به کلیه دستگاه های اجرائی مندرج در بند (ب) ماده یک قانون مناقصات کشور صادر گردید که ایشان را ملزم به استفاده و بکارگیری از مشاوران رسمی فناوری اطلاعات می نماید. این بخشنامه هرچند حداقل پشتوانه قانونی لازم را فراهم می نماید اما تاکنون از ضمانت اجرائی لازم برخوردار نبوده است.
2- تشکیل شرکتهای تخصصی مشاوره ای راهکار موثری در اعتمادسازی کارفرمایان و پذیرش مسئولیت حرفه ای مشاوران است.
3- تشکیل گروه ها و تشکل های حرفه ای قانونی برای تدوین و ارائه پیشنهاد به مراکز قانون گذاری کشور درخصوص تسهیل و رونق فعالیت مشاوران حرفه ای . سازمان نظام صنفی رایانه ای از سال1387 اقدام به ساماندهی مشاوران حقیقی نموده است که می توان با ایجاد ایجاد کمیسیون تخصصی در این سازمان، مباحث حرفه ای را بصورت متمرکز دنبال نمود.
4- ساماندهی بازار کار و تعیین و معرفی مشاوران رتبه 3 توسط سازمان نظام صنفی رایانه ای اقدامی موثر و بجا بوده است. لازم است در ادامه این حرکت، برای تقویت بنیه علمی و عملی مشاوران دوره های آموزشی مناسب برگزار شود و همزمان بمنظور معرفی توانمندیهای مشاوران در عرصه های مختلف حوزه فناوری اطلاعات اقدام گردد.
نکته مهم آخر اینکه، مقبولیت و پذیرش مشاوران فناوری اطلاعات تنها منوط به پذیرش در آزمونهای غربالگری و یا ارتقا سطح تخصص و مهارت ایشان نمی باشد. بنظر من یک مشاور موفق همواره :
- در زمینه ایجاد روابط اجتماعی و معرفی قابلیت و مهارت خود تلاش می نماید.
- با توجه به ماهیت تغییر پذیر فناوری اطلاعات، در جهت رشد و ارتقا توانمند های علمی خود کوشا است.
آن دسته از کارشناسانی که علیرغم تجربه و مهارت بالا، خود را در وسط حلقه ای از سیم خاردار قرار می دهند، روی خوشی از این حرفه نخواهند دید و بهتر است وقتشان راتلف نکنند.
علی عظیمی – 10 تیرماه 1389
-------------------
* مباني مشاوره مديريت ، ليلا رشيدي، ماهنامه تدبير، شماره 191