بکارگیری صحیح فناوری اطلاعات در زندگی و کسب و کار

بنام خدا

مطمئن نیستم که آقا محسن (خلیلی عراقی) را می شناسید یا خیر؟ اما شک ندارم که مستر بیل (گیتس) را حتی با چشم بسته هم در شب می شناسید!

 آیا تا بحال از خود پرسیده اید که چرا درحالیکه در پشت اغلب کسب و کارها در شرق و غرب عالم کارآفرینان ایستاده اند، کارآفرینان ما حتی در کشور خودشان گمنام مانده و کسب و کار آنها در سطح جهان توسعه نیافته است؟

اگر داستان زندگی آقا محسن و مستر بیل و یا دیگر کارآفرینانان را مرور کنیم، در بخشهایی از آنها شباهت های زیادی پیدا می کنیم: با عشق ایجاد ثروت از راه تولید به کارافرینی دست زده اند ..... در یک مسیر طولانی بر مشکلات فائق آمده اند..... در کنار تولید ثروت موجب اشتغال، رفاه و آسایش همنوعان خود را فراهم ساخته اند.... به خاطر ادامه تحصیل یا دریافت کمک دولت منتظر نمانده اند و...

اما بخش هایی از داستان آنها هم شبیه نیستند: حمایت های جامعه پیرامونی و نحوه واکنش به اقدامات آنها !

هرچند کارآفرینان محور اصلی بوده و مسئولیت اصلی به دوش آنها است، اما روا نیست که همه چیز را از آنها انتظار داشته باشیم.

پس در این میان مسئولیت ما چه می شود؟

آیا کار آفرینانی که جهانی شدند تنها به اتکا خود به این موفقیت رسیده اند؟ آیا آقا محسن کم کاری کرده ولی مستر بیل تلاش بیشتری به خرج داده است؟ ... من که این چنین فکر نمی کنم. قطعا محیط رشد و جامعه هریک، در میزان موفقیت حاصله نقش موثری ایفا نموده است.

البته منظورم از حمایت جامعه، تنها کمک های دولتی ،بهره مندی از وام بدون بهره و یا برگزاری جشنواره قدردانی نیستند. البته آنها هم لازم اند اما کافی نیستند.

یکی از این حمایت های جامعه ، ارزشهای اخلاقی و حرفه ای حاکم بر آن است. بگذارید بیشتر توضیح دهم. همه می دانیم که برای تبدیل کارآفرینی به یک کسب و کار جهانی، یکی از عوامل مهم (و بلکه مهم ترین) ، تیم مدیریتی گرداننده امور است. اما در حالیکه در جهان امروز استخدام مدیرعامل یا سایر مدیریتهای تخصصی (پروژه- فروش- مالی و..)  الگوی رایجی است که در مسیر توسعه یک کسب و کار موفق از آن بهره گرفته می شود، در کمال تعجب، کارآفرینان ما بر خلاف آن رفتار می کنند و سعی دارند تا با وجود ضعف های اساسی خود همچنان خود یک تنه به کنترل همه امور بپردازند!

آیا همگی آنها از این موضوع بی اطلاع اند؟

متاسفانه پاسخ ناراحت کننده است: خیر، اغلب ایشان از ضعف های خود اطلاع دارند ولی به دیگران اعتماد ندارند!!

اعتماد را چه کسب یابد ایجاد کند؟ جو سنگین بی اعتمادی در فضای حرفه ای جامعه و سوابق تلخ گذشته مانع تشکیل تیم های حرفه ای مدیریتی قوی گردیده است. بخش زیادی از این بی اعتمادی ریشه در بی مسئولیتی موجود در فرهنگ کاری ما دارد که به راحتی موجب عدم پایبندی به تعهدات گردیده و موجب سواستفاده می شود. برای بسیاری از متخصص های ما تعهد به رعایت حقوق دیگران اهمیتی ندارد و به راحتی اطلاعات را منتشر می کنند (حالا اگر نگویم سو استفاده می کنند) و مسئولیت های حرفه ای خود را نقض می کنند.

موجب تاسف است که بخشی از کارافرینان ما بدلیل همین فضای بی اخلاقی و بی مسئولیتی مجبور به انتقال ایده و کسب و کار خود به مناطق آزاد هند، چین و مالزی و حتی دبی شده اند. باعث افسوس است که ما به‌اندازه کافی تحصیل کرده متخصص داریم ولی (با عرض معذرت) اغلب آنها اخلاق حرفه ای ندارند.

چرا؟ چون مدتها است که فراموش کرده ایم که تخصص به خودی خود انسان فرهیخته ایجاد نمی کند و قبل از توجه به مهارت های تخصصی باید ارزش های اخلاقی حرفه ای آموخت.

 

اما مسئولیت دیگر جامعه در قبال کارآفرینان، ارزش گذاری ایشان در بنیان های اجتماعی است. در جوامعی که کارآفرینان به مرزهای جهانی رسیده اند، همه آنها سوای دسته بندی های قومی و سیاسی و...از رتبه و جایگاه بالای اجتماعی برخوردار می باشند. آنها با وجود تغییر سیستم حکومت، از تسویه حساب های سیاسی به دور هستند. زیرا ستون اقتصادی جامعه بشمار می روند که بدون آنها، کار و درآمد و مالیاتی هم وجود نخواهد داشت.

اما باید اعتراف کرد که متاسفانه در این مورد باز هم ما سابقه درخشانی نداریم. در پیچ و خم تاریخ، کارآفرینانمان از حاشیه امنیت لازم برخوردار نبوده و همواره آنها در معرض تهدیدات اجتماعی و اقتصادی رها شده اند.

در ذهن و فکر اغلب ما کسب ثروت ناشی از راه اندازی و اداره کسب و کار را معادل زراندوزی تعریف کرده اندو بنابراین تعجبی ندارد که پدرانمان  این کارافرینان را در هر تغییر حکومت یا تلاطم اجتماعی تارومار کرده و فرزندانمان نیز بجای تولید به سمت دلالی و واسطه گری گرایش پیدا می کنند.

رفتاری که از ایمان و اعتقاد بر نیاید دوام و ثباتی نخواهد داشت. تا زمانی که تک تک ما در ذهن و فکر خود بازنگری نکنیم و به کارافرینان این مملکت ایمان نداشته باشیم، انتظار تغییری را هم نباید داشت. حتی اگر در دهها جشنواره و مراسم تشویق و تمجید بطور فرمالیته برایشان دست بزنیم و به احترامشان کلاهمان را هم برداریم.

بسیاری از کارآفرینان ما مصداق تلاشگر و مجاهد واقعی خدا هستند، اما در هفت خوانی که من و شما در ذهن و فکرمان و با رفتار و اعمالمان برایشان گسترده ایم ، متوقف مانده و دست و پنجه نرم می کنند.

اگر کارآفرینان ما جلای وطن میکنند، اگر آقا محسن نتوانست مانند همتایان خود جهانی شود، فقط بخاطر خودش نیست .....تقصیر من هم است..... تقصیر تو هم هست، تقصیر  همه ما است....

 


علی عظیمی – اسفند 89


برگشت به صفحه اصلی
+ نوشته شده در  جمعه بیستم اسفند ۱۳۸۹ساعت 21:55  توسط علی عظیمی  |