در داستانهای کهن ایران زمین چنین آمده است که روزی موشی کوچک در حال استراحت در لانه اش بود که یکباره نعره بلند شیری را شنید که در تور شکارچیان به دام افتاده و چاره ای جز تسلیم و انتظار نداشت.......در نهایت موش گرههای تور را جوید و شیر را رهایی داد و شیر مغرور وقتی که از دام رهید، سری با احترام برای موش تکان داد و دانست که حتی سلطان جنگل هم باید برای موش کوچک احترام قائل باشد.
دیدار روز گذشته (20 آوریل 2011) باراک اوباما از شرکت فیس بوک و احترام رئیس جمهور ایالات متحده امریکا -ابرقدرت اقتصادی نظامی دنیا- در برابر رئیس جوان بیست و چند ساله شرکتی که دارائی های منقول آن در حد چند میلیون دلار بیش نیست و هرچه دارد تنها در فضای مجازی و اعتبار نام است، مرا ناخودآگاه به یاد این داستان شیرین پارسی و سرافکنی سلطان جنگل در برابر آن موش کوچک قصه ما انداخت .
تصاویر را ببینید:
شیرو موش



ممکن است برخی این عمل را بیهوده و یا تاکتیکی برای جلب آرای بیشتر در دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری به حساب آورند اما هرچه که باشد، رئیس جمهور ایالات متحده و مشاورانش خوب می دانند که به کمک این رئیس جوان نیاز مبرم دارند.
نمی دانم نظر شما چیست اما وقتی رئیس جمهور ایالات متحده در برابر تاثیرگذاری و قدرت یک شبکه اجتماعی مجازی اینگونه برای جلب نظر بیشتر به دست و پا می افتد، متخصصان و اندیشمندان، از رشته های علوم انسانی و جامعه شناسی گرفته تا طراحان حوزه کسب و کار، همگی باید در عدم توجه خاص به این پدیده مدرن تجدید نظر اساسی کرده و بیشتر از گذشته این موش کوچک را به حساب آورند.
علی عظیمی - اردی بهشت 1390