بنام خدا
قطع چند روزه دسترسی به سرویس های پست الکترونیک و وضعیتی که براي كاربران ایرانی در ماه گذشته ایجاد شد، امری غیرقابل پیش بینی نبوده و این چالش نه تنها در ایران بلکه در سایر کشورها نیز قابل وقوع است.
در واقع هرچند ما اولین افرادی هستیم که با این تجربه مواجه شده ایم ولی قطعا آخرین آنها نخواهیم بود. شاهد این ادعا، تکرار فیلترینگ شبکه های اجتماعی است که پس از ایران، در سایر کشورها و حتی در انگلیس و امریکا در جریان جنبش وال استریت مشاهده شد.
از زمانی که اینترنت بعنوان رسانه ای قوی و ابزار موثر برای تغییر افکار عمومی مطرح و قدرت خود را به رخ کشید، انتظار وقوع چنین اتفاقاتی بطور جدی مطرح گردید.
بد نیست به مطلبی که پس از وقایع انتخابات سال 88 در ایران، در مرداد همان سال تحت عنوان نقش فناوري اطلاعات در حکمراني: خوب بد زشت !ا نوشتم و به احتمال بروز این اتفاق اشاره کردم، مراجعه کنم:
........... افراد بتدریج صاحب یک حریم اطلاعاتی شخصی شده اند که نسبت به آن احساس مالکیت نموده و آن را جزو حقوق اولیه خود بشمار می آورند. اما در همان حال حکومت ها نیز مایل هستند برای اعمال حاکمیت خود بر این حریم اطلاعاتی کنترل داشته و مسلط شوند.
بعقیده من دراین جا چالشی عمده ایجاد میشود. زیرا افراد حریم اطلاعاتی خود را حق مسلم و طبیعی خویش می دانند ولی در مقابل حکومت ها نیز آن را در حاکمیت خود قلمداد می کنند و خواهان کنترل و ایجاد محدودیت بر آن می باشند.
اقدام برای مسدود کردن سرویس پیام کوتاه و فیلتر شدن وب سایت های شبکه های اجتماعی در روزهای گذشته، نمونه بارز این چالش میان حکومت ها و افراد بشمار میرود که انتظار می رود در آینده با تلاش بر کنترل پست الکترونیک جدی تر شود...
قطعا
اين موضوع يعني تلاش براي كنترل حريم شخصي كاربران منحصر به ایران نخواهد شد و در
رقابت قدرت، پیدا یا پنهان ، اینجا یا آنجا ، بارها و بارها تکرار خواهد
شد.
صحنه جدیدی ایجاد شده است که ما نیز بناچار بازیگران آن خواهیم بود. بنابراین بهتر است آن را فاجعه تلقی نکنیم و بجای برخورد منفعلانه و سردادن اعتراض بی نتیجه، خلاقانه برای بررسی و کنترل تاثیرات آن در رشد تجارت الکترونیک و کاربردهای فناوری اطلاعات به فکر چاره باشیم.
علی عظیمی - اول اسفند ماه 1390