بنام خدا
اصلا انتظارش را نداشتم، اما نخستین کلماتی که دختر من در 15 ماهگی به زبان آورد، بابا و مامان نبودند. بلکه اینها بودند: قط (قطع) شد!
چرا این کلمات؟ شاید به این دلیل که این کلمات را بیشتر تکرار کرده بودیم و یا متوجه تغییر حالات روحی ما در هنگام کاربرد این الفاظ شده بود.
آیا تا کنون به حالت روحی افراد در هنگام قطع غیرمنتظره اینترنت و یا ارتباط تلفنی توجه کرده اید؟ ترکیبی از حالتهای پرسش و تعجب، نگرانی، درماندگی و انتظار و حتی خشم ! حالت هایی که بیش از هر چیز ناشی از وابستگی زیاد ما به این خدمات می باشد.
نمی توان انکار کرد که چقدر به اینترنت وابسته شده ایم و در حالی که عمق این وابستگی روز به روز در حال افزایش است، بزرگی صدمات و جبرانناپذیری قطع آن نیز بزرگتر می شود.
در برخی کشورها این میزان وابستگی به حدی افزایش یافته است که امکان اتصال به اینترنت مانند بسیاری از حقوق اصلی به رسمیت شناخته می شود. بطور مثال، در سال گذشته اتحادیه اروپا لایحه قطع اینترنت افراد ناقض حق مالکیت معنوی (Copyright) را به دلیل تناقض آن با "آزادی های شهروندی و حقوق بشر" رد کرد. به عبارت دیگر اکنون در جهان توسعه یافته، حق برخورداری از اینترنت به عنوان یکی از حقوق اولیه و پایه بشر به رسمیت شناخته شده است.
اما ما اندازه ای که به نقش و تاثیرات اینترنت در تغییر الگو و شیوه زندگی می پردازیم، کمتر به نتایج قطع اینترنت، پس از ایجاد وابستگی، توجه کرده و در مورد آن صحبت می کنیم. شاید به این دلیل که وابستگی های ناشی از ورود غیرمنتظره، سریع و عمیق این فن آوری را دائمی فرض کرده و قطع آن را بعید می دانیم.
صرفنظر از مطالب دلهره آور و یا حتی طنزهای خنده آوری که در مورد از دست دادن اینترنت مطرح می شود، قصد دارم در ادامه پست قبلی در مورد تحریم اینترنتی (اینجا را ببینید)، در ادامه برخی نتایج قابل توجه قطع اینترنت را مرور کنم.
در ابتدا ممکن است چنین به نظر برسد که با زمان آزاد شده از توقف اینترنت، ما با انتخابهای متعددی که برای تحقق یک زندگی دلپذیر و آرام مهم هستند، مواجه خواهیم شد. حتی می توان به بهبود جامعه از نظر رعایت بهتر اصول اخلاقی، حفظ سنت ها و فرهنگ های بومی نیز اندیشید و به نتایج خوب مالی ناشی از صرفه جوئی هزینه های اتصال و... هم فکر کرد. رهائی از هرزنامه ها و انتشار بد افزارها و ویروس های اینترنتی هم به نظر بد نمی رسند... اما این پایان راه نیست و در کنار این مزایا، مشکلات زیادی در راه هستند.
در وضعیت بدون اینترنت، توسعه خدمات پدیده هایی مانند پست الکترونیک و تجارت الکترونیک و حتی تلفن های همراه دچار اخلال و توقف می شوند. برای بسیاری از کسب و کارها که مدل های درآمد سازی آنها به مشتریان آنلاین وابسته است و یا در دریافت ها و پرداخت ها به سیستم های پرداخت آنلاین تکیه می کنند، دنیای کسب و کار به پایان می رسد مگر اینکه بتوانندبتوانند مدل درآمد زائی خود را به طور کامل بازسازی کنند.
حتی کسب و کارهایی که وابستگی کمتری به خدمات اینترنتی دارند و به اصطلاح click-and mortar می باشند نیز دچار مشکل خواهند شد. زیرا امروزه آنها نیز تا حد زیادی برای ارتباط با مشتریان، کارکنان و تامین کنندگان خود از خدماتی مانند پست الکترونیکی، مذاکرات آنلاین و تبادل فرم های آنلاین استفاده می کنند.
ممکن است تلفن های سیمی بتوانند بخشی از خدمات الکترونیکی را احیا کنند و حتی می توان انتظار داشت که سازمان های بزرگ و شرکتهای چند ملیتی از طریق ایجاد سرویس های انحصاری اینترانتی با استفاده از خطوط تلفن اختصاصی، بخشی از خدمات و فعالیت های الکترونیکی خود را در سطح همان سازمان ها بازسازی کنند، اما طبعا این امر با هزینه بالا و سطح سرویس های پائین محقق خواهند شد، ضمن اینکه فراگیر نیز نمی باشد.
بر این اساس بسیاری از کسب و کارها قادر به تحقق برنامه رشد و عملکرد مالی مناسب نخواهند شد. بنابراین می توانم بگویم که توقف اینترنت معادل توقف عملکرد بسیاری از مردم و کسادی و حتی سقوط آن بخش از بازار خواهد شد که در سالهای اخیر با رشد ارتباطات توسعه یافته اند و تا زمان انجام تغییرات عمده در چشم انداز، ماموریت، اهداف اصلی کسب و کار Business Goals)) و استراتژی های این شرکت ها، سود سهام بسیاری از سرمایه گذاران آنها از بین خواهد رفت.
بسیاری از خدماتشرکت های تلفن از جمله خدمات مبتنی برIP متوقف شده و خدمات تلفنی ساده باقی می مانند. هرچند گوشیهای تلفن همراه هنوز هم به عنوان دستگاه های ارتباطی باقی می مانند، اما قابلیت های فراگیری و دسترس پذیری اصلی خود را بوِیژه در زمینه ارتباطات شبکه های اجتماعی از دست خواهند داد.
در وجه دیگر رسانه ها قرار دارند که در سالهای اخیر بسیاری از فعالیت های خود را در بتدریج به اینترنت منتقل کرده اند و درآمدهای ناشی از تبلیغات آنلاین را هزینه می کنند. همه اینها از دست می روند. بقولی، حدقل نتیجه خوب این اتفاق شاید آن باشد که هیاهوهای بیهوده پیرامون برخی مسائل مانند هنرپیشه ها، بازیکن های ورزشی و... که بدلیل قدرت ارتباطات جمعی در این رسانه ها به شهرت کاذب رسیده اند نیز از بین می رود.
در زمینه دولت الکترونیک، می توان تصور کرد که با قطع اینترنت، عمده خدمات از دست رفته دولت الکترونیک به شیوه های سنتی و دستی برگردد. حتی ممکن است با ایجاد شبکه های محلی در مناطق محدود بتوان برحی خدمات الکترونیک را احیا کرد، اما در مورد پدیده شبکه های اجتماعی من راه حلی نمی بینم و قدرت و تاثیرگذاری آنها از بین خواهند رفت. همچنین برای جایگزینی موارد زیر نیز جایگزین خاصی - حداقل در این زمان - متصور نیستم:
-بانکداری آنلاین و پرداخت صورتحساب ها
-خدمات آنلاین مبتنی بر مکان یابی GPS
- پست الکترونیکی
....
در کنار مزایای متعدد اینترنت، شکی نیست که مشکلات خاصی نیز مانند تضعیف مهارت ها و ظرفیت های لازم برای تعامل واقعی انسانی بر ما تحمیل شده است. برای رهائی از این مشکلات درکنار ادامه استفاده از مزایای اینترنت، شاید ایده بدی نباشد که بخواهیم اینترنت را از نو خلق کنیم !
علی عظیمی - بیستم تیرماه 1391